![]() |
![]() |
|||
به تو مدیونم مادر که بی خوابی های شبهای تنهاییم را با خود تقسیم کردی. به تو مدیونم مادرکه درساعتهای درد ودلتنگی ام سهیم شدی.ودر دقایقی که رنج جدایی لبریزم می کرد بهانه جویی های مرا درک کردی وبا مدارا و حوصله مرا از امواج سرکش طغیان بیرون کشیدی.وبه ساحل آرامش رساندی. به تو مدیونم مادر که همیاریها ودلسوزی های تو دوران تنهاییم را کوتاه تر کرد وصبر ومساعدت های تو مرا صبوری آموخت. به تو مدیونم مادر که زیبایی گفتارت ونرمی رفتارت یاریم داد تا آن دوران سخت ودرد ناک را پشت سر بگذارم وسلامت ونشاط خود را باز یابم. چه زیبا بود دلجویی هایت وچه دلنشین بود حرفهای تسلی دهنده ات آن هنگام که درد بی طاقتم می کردوبه تو از درد شکایت می کردم وتو برایم از دردهای بزرگتری سخن می گفتی واز انسانهای پر صلابتی که آن دردها را در سایه ی عظمت وروح بلند پرواز وغنی خویش بدون هیچ شکوه ای تحمل می کردند.
|